طوایف ترکمن ها

  ترکمن ها به قبایل و تیره های متعددی تقسیم می شوند که در ذیل نام آنها رامی آوریم:

  عالی ایلی - چاودار - یمرلی - ارساری - سالور- ساریق- تکه - یموت و گوکلان اکنونبه بررسی محل زندگی و خصوصیات آنها می پردازیم.باتوجه به اینکه بیشتریناطلاعات در کتاب های مختلف در مورد سه طایفه ترکمن یعنی تکه -یموت و گوکلان آمده است.در مورد سایر طوایف ترکمن فقط به معرفی  و توضیحی مختصراکتفا می کنیم. ترکمن های عالی ایلی یا علی ایلی ها عمدتا در ناحیه ی اندخوی در مرزشمالی افغانستان ساکن بودند/هرچند که بخش کوچکی از این قبیله در مرز شمالی و ایالات قوچان و درگز ایران زندگی می کردند و تابع امیر افغانستان بودند. ترکمن های چامدار:چاودریا/چودیرها در منطقه ی بین مانقشلاق و خیوه زندگیمی کردند.تیره های عمده ی آنها از بحر خزر تا (کهنه گنج) و (بولدومساز)و(برسو) و (گوجگ جق مرو) متفرق می باشند.

 در ادامه ی مطلب بخوانید...


 ترکمن های یمرلی: یمرلی ها در سمت شرقی آمودریاساکن  بودند.ترکمن های ارساری:این قوم ترکمن در ساحل چپ آمودریا از بخارا گر فته تا بلخ وسرزمین داخل افغانستان سکونت داشتند. ارساری ها یکی از قبایل کثیرالعده ترکمن در آسیای میانه بودند. بعد از غلبه ی روسها برترکمنستان اکثر ارساری هابه دولت روسیه توسط بخارا خراج می پرداختند. وتعداد کمی از آنها تبعه یافغانستان بودند.اکثر آنها اسکان یافته بودند.آنها در روابط بین خانات بخارا و افغانستان نقش عمده ای داشتند و منتصب به چند تیره می شدند.الف-قارا ب-باکول ج-آلاچا ه-اوکا.

  ترکمن های سالور:

  سالورها یکی از قدیمی ترین قبایل ترکمن بودند.احتمالا تعداد آنها قبل از جنگهاو مهاجمانی که موقع انتقال قسمت عمده ی ترکمن ها توسط سلجوقیان ازآسیای مرکزی به غرب روی داد بیشتر بود.سالورها در شرق سرزمین تکه بینسرخس و رود مرغاب می زیستند. و در اواخر دوران صفوی ترکمن های سالور در ناحیه (اتک)و (آخال) مسکن گرفتند.وبعد از مرگ نادرشاه حرکت تدریجی خود را به سوی خراسان آغاز کردند.سالورها در دوران پادشاهی فتحعلیشاه خود را به رود تجن رساندند عباسمیرزا نایب السلطنه در گیریهای زیادی با این اقوام داشته است.سرانجام وی برای ریشه کن کردن این قوم در 12جمادی الثانی 1248هجریقمری راهی سرخس شده و عده ی زیادی از سالورها را اسیر کرده به مشهدآورد.تقسیم بندی آنها به قرار ذیل است.

  الف:یلواج(یالاواچ)ب:قره مان ج:آتا بوگلی هر کدام از این  طوایف نیز خود به شعبات مختلفی تقسیم می شوند.

  ترکمن های ساریق:

  یک قبیله قدیمی دیگری بودند که در ناحیه ی پنجره کنار رود  مرغاب شرقسالورها ساکن بودند. اینها هم مانند سالورها به شجاعت مشهورند ومانند آنها تعدادشان بعجله رو به کاهش  گذاشته است.این طایفه به قبایل متعددی به نامهای خراسانلی-بیراج-سوخته-آلاشا وهرزقی تقسیم می شوند که هرکدام دارای شعبات مختلفی هستند. ساریق ها در کنار رودخانه ی مرغاب اشتغال دارند و به این واسطه به زراعت و باغبانی می پردازند.گله های زیاد گوسفند و شتر کثیر دارند که نزدیکی رودخانه قاراتمه در دامنه ی شمال با رویامسیوس خوراک فراوان به جهت آنها موجود است.

  ترکمن های تکه:

  تکه بزرگترین و نیرو مند ترین قبیله ترکمن هاست که نفوذ آنها در کشورهایمجاور در میان کل مردم ترکمن محسوس بود قدرت فزاینده تکه رهبریت ترکمن هارا آنها در آخال و واحه های مرو و در سرتاسر کویر و اوزبوی از نزدیک چاههایایگدی گرفته تا مرزهای واحه خیوه می زیستند.زمانی اکثریت جمعیت تکه درسرزمین آخال ساکن شده بودند.اما بعد از اینکه سدی روی مرغاب ساخته شدعده ای به واحه مرو منتقل شدند. که بدین ترتیب مرو از واحه ی  آخال پرجمعیت تر گردید. به واسطه ی اسم محل سکنای خود موسوم به آخال تکهو تکه مرو شدند. علت انتقال تکه های مرو از واحه ی آخال فشار جمعیت و نداشتن زمینهای زراعی کافی و عدم وجود آذوقه در آخال بود است که یکی از رهبران تکه بنام قوشید خان با زدن سدی بر روی رودخانه ی مرغاب آن واحه را آباد می کند.  و تکه های مرو در سال1835از آخال تکه جدا می شود ودر مرو در کنار رودخانه یمرغاب سکنی می گزینند/ آنچه که از آنها اطلاع در دسترس است اینکه درآن اوقات عده ی زیادی از ترکمن های تکه به راهنمایی اورازخان از زمینآخال حرکت کرده به مسافت هشتاد ورست به مغرب روستای جیار که در انتهایهریرود واقع است رسیدند.سی سال بعد تکه ها در جنگ خونریزی را با ایرانی هایی داشتند که طرف قاجاریه جهت تنبیه و غارت آنها فرستاده شده بودند.در این جنگ که به جنگ مرو معروف است.تکه ها شکست سختی را برقشون ایرانی وارد ساختند.بعد از شکست ایرانیها ترکمن های تکه (تراکمه ساریقو سالور را مطیع خود نمودند و تمام خاک مرو را تصرف کرده و خود را نه تنها از تبعیت ایرانیها خلاص کردند بلکه از تبعیت اهل خیوه نیز بیرون آمدند. آنجه بیشتر اسباب صعوبت انقیاد تراکمه تکه است نه تنها شجاعت آنهاست که چندین دفعه علایم آنها به ظهور رسیده است بلکه میل زیادآنها به آزادی می باشد.مسکن دائمی تکه ها نوار باریکی بود که در طول کوپت داغ-از قزل آروت تاگاوارز و دشت حاصلخیز مرغاب قرار داشت.

                        ترکمن های یموت

  یموت ها از قبایل قدیمی و پرجمعیت ترکمن است.وآنها نیز به مانند تکه ها از طوایف نیرومند و شجاع ترکمن هستند که در مصاف جنگ با ایرانیان و تزارهای وحشی/شجاعت و نیرومندی خود را چندین بار به ثبوت رساندند.یموت ها کثیرالعده و شدیدا پراکنده شده اند و ساکن مناطق استرآباد تا کراسنوودسک(قزل سو)سواحل شرقی دریای خزر و اطراف خیوه بودند.در گرگان نامه ی مسیح ذبیحی در مورد معرفی ترکمن ها مطالب ارزنده ای آمده است که مختصرا می آوریم در معرفی ترکمن ها ابتدا به آنهایی اشاره خواهیم نمود که بیشتر در اطراف مشرق سکنی داشته وبا روسها بیشتر مربوط بوده ومعروفتراز دیگران هستند.نزدیک دریای خزر ما بین رودخانه هایاترک و گرگان تراکمه قره چوقا که اصلا یموت هستند.سکنی دارند وهمچنین تراکمه بایرام شالی است که قسمت بیشتر آن در خیوه هستند وحال آنکه به همه جهت به قدرهزار خانواده از تراکمه قراچوقا در خیوه می باشند.تراکمه قراچوقا که در نزدیکی دریای خزر زندگی می نمایندبه دو قسمت تقسیم می شوند:یک قسمت آن شریف  جعفربای می باشد که به قدر هشت هزار خانواده درساحل دریای خزر زندگی می کنند.قسمت دیگر که موسوم به آق آتابای یا چونی است به قدر  هفت هزار خانواده است که پهلو بلکه قدری بیشتر در  طرف شرق زندگی می کنند.در میان عامه ی یموت ایندو اسم مشهور است ونژاد شرق و چونی از چونی سختعار می کشند و حمایت دارند و اتفاق و اتحاد ایشان در واقع سخت و موجب بسی حیرت است که در حقیقت جزو  اخلاق آنهاست.هر خصومت و رنجشی که در میان آنها حاصل می شود رنجش و خصومت ایلیت است همین کهپای غیر به میان آمد تمام با هم متفق می شوند در میان یموت نجبارایگنانجیب را"قول" می نامند.ایگ آنهایی هستند که پدر و مادرشان یموتی است و قول آنهاییهستند که پدرشان یموت و مادرشان از ولایت(فارس) است.

  نام ایل یموت ماخوذ از اسم یموت پسر اغوذجک است یموت  صاحب دو پسر به نامهای "اوتلی تمور" و "قوتلی تمور" بوده است. اوتلی تمور جد عشایر یموت خیوه و قوتلی تمورجد مردم یموت ساکن در ایران هستند.یموت ها در ایام چنگیز خان و تیمور لنگ اراضی فعلی را که در دست دارند بدست آورده سکنی گرفتند... موقعی کهخاندان اتابکان حکمرانی می کردند یموت ها در منطقه یشمال شرق ایران فعالیتهای زیادی در ترکمن کردن منطقهداشتند.محل استقرار اولیه یموت عبارتند از:   خوجه نفس-کمش تپه-خلیج حسینقلی-چله کن(چهارکن)  چکیشیلر-اترک در اینمورد رابینو می نویسد در محلات ذیل بعضی از اقامتگاههای دائمی یموت است که ذکری از آنها  نشده است.الف:پست مرز مراوه تپه در ساحل جنوبی اترک در72میلیشمال غربی بجنورد و بنابر اطلاع اهل محل28میل در مغرب بیرام اولم.ب:پست مرزی یاغی اولم هشت میل در شمال غربی بیرام اولم.ج:چاتلی در هشت فرسنگی چکشلو و32میلی(هشت فرسخی غربی گنبدکاوس)د:سنگرتپه در نزدیکی مصب اترک در ده میلی شمال شرقی تازه آباد. ه:تازه آباد در ده میلی شمال کمش تپه که دارای هشت نهخانه متعلق به ماهیگیران ترکمن.ز:آلتین تخماق تقریبا در نیم فرسخی دریا ودر دو فرسخی انچلی(امچلی).ح:گورک سفید در دو میلی کمش تپه و دو میلی دریا.یموت ها ظاهرا مردمی با ایمان(شک نیارید)و نسبت بهمعتقدان خود پای بند بودند. حتی خان های همراه ما نیزچند مرتبه در روز نماز خود را بجای می آوردند.  اعتقاد کاملی به کلام الله مجید دارند.ودر شهر صیام هر گاه مسافرت کنند تا آن مسافرت از ضروریات اسلامی نباشد روزه نمی خورند.به مشایخ و قضات و خوجه و صوفی خیلی احترام می کنند و نذورات برای آنها می برند.

                      ترکمن های گوکلان 

  گوکلان اسمی با مسمی زیرا که گوکلان بعد از قتل عام  یمئت های خیوه توسط روسها در سال1873مقاومت آنها  در برابر فشار مداوم روس و ایران در هم شکست.  قسمتی از یموت ها تسلیم ایران شدند.در آن تاریخ آنها   تقریبا40000خانوار(جمعا200000نفر)بودند در حدود 15000خانوار اطراف خیوه و25000خانوار در شمال خراسان ایران  و ساحل شرقی دریای خزر زندگی می کردند. ترکمن های گوکلان اسمی بامسمی زیرا که گوکلان از دو کلمه ی گوک و لان --گوک به معنای ترکی (سبزلانبه معنای(جایگاه)است. قبیله گوکلان سرزمین محدودی را در مصب گرگان رود در اشغال دارند منطقه ی آن از یاس تپه در ساحل جنوبی رود خانه در مغرب تا سرچشمه گرگان رود در یلی چشمه و دهنه ی گرگان رود در تنگراه ویا تخمینا ازطول جغرافیایی55تا65درجه ی شرقی می باشد.  گوکلانها پیش از طوایف دیگر ترکمن مطیع ایرانیان شدند زیرا آنان در سرزمینی که به سر می بردندبه علت حملات پی درپی ایرانیان زندگیآرامی نداشتند وپیش از آنکه ایران آنها را تسلیم خودکند مورد تهاجم آقامحمدخان(پادشاه ایران)و محمدامین خان (حاکم خیوه) قرار گرفتند و تا حدود زیادی نابود شده بودند.چاره ای جز تسلیم شدن به شاه ایران در اوایل دهه ی1840 نداشتند.  

 منابع:

 محمد کاشغری ج3ص307

تاریخ بیهقی

سیری در تاریخ/سیاسی/اجتماعی-ترکمن ها/امین الله گلی/نشرعلم/1366   



تاريخ : یکشنبه ۱۳٩۱/۸/٧ | ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : محمدمختومی | نظرات ()
  • مای بی اف | زرین باکس