سلجوقیان ترکمن

 

  سلجوقیان یا سلاجقه , آل سلجوق , نام دودمانی ترک نژاد است. که در قرن هایپنجم و ششم هجری قمری (یازدهم و دوازدهم میلادی)بر بخش های بزرگیاز آسیای غربی , شمال ایران کنونی, فرمانروایی داشتند. سلجوقیان زبان فارسی را زبان رسمی و درباری قرار دادند و وزیران این دوره , به ویژه عمیدالملک کندری و خواجه نظام الملک , خدمات مهمی به ادبیات فارسی و گسترش دانش ها کردند.

در ادامه ی مطلب بخوانید... 


سلجوقیان در اصل غز های ترکمان بودند که در دوران سامانی در  اطراف دریاچه ی خوارزم (آرال) , سیر دریا و آمو دریا می زیستند.  سلجوقیان که به اسلام رو آورده بودند , بعدها از ریاست سلجوق بن دقاق، نام سلاجقه را به خود گرفتند و به سامانیان در مبارزه با  دشمنانشان بسیارکمک کردند. پسر سلجوق بنام میکاییل که بعد از مرگ او ریاست اینطایفه را بعهده داشت. چندین حکم جهاد برای مبارزه با(به قول مورخان)کفار صادر کرد.میکاییل سه پسر داشت به نامهای یبغو/چغری و طغرل. این قبیله که یک باردر زمان سلجوق بن دقاق به دره ی سیحون کوچ کرده بودند, بار دگر بعد ازمرگ سلجوق به سرکردگی سه پسر زاده اش به نزدیکی پایتخت سامانیانکوچ کردند. اما سامانیان از نزدیکی این طایفه به پایتخت احساسخطر کردند, بنابراین سلاجقه بار دگر از روی اجبار بار سفر بسته و به بغراخانافراسیابی پناه بردند. این حاکم از سر احتیاط طغرل پسر بزرگ را زندانیکرد. ولی طغرل به کمک برادر خود چغری از زندان رهایی پیدا کرد و باطایفه ی خود به اطراف بخارا کوچ کردند.

  در سال 416 هجری ترکان سلجوقی به ریاست اسرائیل بن سلجوق برادر میکاییل دست به شورش زدند. اما سلطان محمود او را گرفت و در هندزندانی کرد.از طرف دیگر گروهی از یارانش دست به شورش زدند.ابتدای سلطنت سلجوقیان را باید با خطبه ی سلطنت برای رکن الدینابوطالب طغرل بن میکاییل بن سلجوق درتاریخ شوال 429 هجری در نیشابور دانست.طغرل به کمک ابوالقاسم علی بن عبدالله جوینی معروف به سالارپوژگان, که همواره در دستگاه قدرت طغرل باقی ماند. به نیشابور وارد و سلطنت را آغاز کرد.طغرل برای خود اسم اسلامیرکن الدین ابوطالب محمد را انتخاب کرد واین نام و مقام مورد تایید خلیفه یعباسی قرار گرفت.طغرل وزیری با کفایت که او را هم رده ی خواجه نظامالملک طوسی می دانند به نام عمیدالملک کندری داشت  و سیاست و تدابیراو به طغرل بسیار کمک کرد طغرل بیگ در سال433 وارد شهر ری شد و اینشهر را آباد کرده به پایتختی برگزید اوسرانجام در رمضان 455 هجری بعد از26سال سلطنت در سن 70 سالگی در ری درگذشت.و در مکانی که به برجطغرل (درابن بابویه)معروف است دفن شد.

  آلپ ارسلان بعد از مرگ عمویش طغرل به سلطنت رسید و وزارت را به عمیدالملک کندری سپرد اما بعد از مدتی آلپ ارسلان به تحریک رقیب عمیداملک یعنی خواجه نظام الملک طوسی او را به قتل رساند و نفوذ او به خواجه نظام الملک طوسی منتقل شد.بیشتر عمر آلپ ارسلان در جنگ با عیسویانسپری شد.او به قصدگسترش اسلام به ارمنستان حمله کرد و بر آن سرزمین غالب شد.اما بعد از غلبه بر آن سرزمین در سال 464 با حمله یارمانیوس دیوجانوس امپراطور روم مواجه شد.آلپ ارسلان در نبرد ملازگردرومیان را به سختی شکست داد و اپراطورارمانیوس دیوجانوس را دستگیرکرد.مورخان,این جنگ را مقدمه ی تسخیر بیت المقدس و آغاز جنگهایصلیبی می دانند.آلپ ارسلان سرانجام به دست فردی به نام یوسف الخوارزمیکه در جنگ آلپ ارسلان باحاکم تاوغاچ دستگیر و زندانی شده بود به سختیمجروح شد وبعد از چهار روز جان سپرد.تاریخ نگاران چنین ذکر کرده اند که آلپ ارسلان قبل از مرگ چنین گفته است:"دیروز در روی تپه ام بودم و زمین را می نگریستم که زیر پای ارتشم به لرزه در می آمد در این هنگام به خود گفتم حاکم این جهان منم , چه کسیاست که می تواند با من مقابله کند. خداوند غرور من را دیده و جان من رابوسیله ی یک اسیر گرفت". ملک شاه پسر آلپ ارسلان بعد از مرگ پدرشبه کمک خواجه نظام الملک طوسی به کرسی نشست.او یه کمکفراست و دانایی خواجه نظام الملک توانست به تمام رقیبان سلطنتی خوداز جمله شاهزادگان مدعی سلاجقه غلبه کند. بعلاوه اینکه توانستسرزمین های تحت اشغال سلجوقیان را گسترش بدهد. از متصرفات اومی توان به باز پس گیری سمرقند از فاطمیون مصر و انطاکیه از روم شرقینام برد. عراق عرب / گرجستان / ارمنستان / آسیای صغیر و شام از دیگر محدوده هایتحت تصرفات او می باشد. حکومت ملکشاه که در سال 465 هجری آغاز شدهبود, بعد از بر کناری خواجه نظام الملک و روی کار آمدن تاج الملک قمیحرکت رو به زوال را پیش گرفت. عاقبت خواجه نظام الملک در نهاوند بدستیکی از اسماعیلیان به نام ابوطاهر در سال 485 هجری کشته شد. ملکشاه نیز در همان سال زندگی را بدرود گفت.به علت گسترش حکومت سلاجقه , ملکشاه کشور را به ایالت و ولایات مختلف  تقسیم کرده بود و هر ولایت را یکی از شاهزادگان , امرا یا اتابکان اداره  می کرد.اینان به علت دوری از اصفهان پایتخت آن عهد و قدرتی که ملکشاه به آنها دادهبود, بعد از مدتی شروع به تشکیل حکومتی جدا و مستقل کردند.سلسله ی خوارزمشاهیان به دست انوشتکین غزجه که یکی از امرا بودتاسیس شد.اتابکان نیز برای خود دم از استقلال زدند. در کرمان سلسله یسلاجقه ی کرمان و در روم سلسله ی سلاجقه ی روم بوجود آمد. از طرف دیگراتابکان آذزبایجان و اتابکان لرستان هم ادعای استقلال کردند.سلطان محمد را می توان آخرین پادشاه سلجوقیان دانست که بر تمام تصرفات این سلسله حکومت کرد. پس از اینکه ملکشاه زندگی را بدرود گفت.بین پسران و شاهزادگان سلجوقی جدال سنگینی درگرفت. ابتدا دو پسر او محمود و پسر بزرگ برکیارق جنگ بر سر تاج و تخت سرگرفت این جدال عاقبتدر اصفهان با پیروزی محمود به پایان رسید و برکیارق زندانی شد. اما بعدازمدتی محمود بر اثر بیماری آبله درگذشت و قدرت دوباره به برکیارق برگردانده شد.  محمد پسر دیگر ملکشاه که در آن موقع سلطنت گنجه را بر عهده داشتسر به شورش بر علیه برادر خویش برداشت بجز جنگ اول که نزدیکی همدانرخ داد و با شکست محمد به پایان رسید,پنج جنگ دیگر نیز رخ داد که عاقبتبا صلح بین دو برادر به پابان رسید اما برکیارق در سال498 هجری یک سالبعد از صلح با برادرش محمد درگذشت و امور به محمد منتقل شد.سلطان محمد امور مربوط به خراسان را به برادر خود سنجر واگذار کرد و خود امور دیگر تصرفات را بر عهده گرفت شام , آسیای صغیر و عراق عرببخاطر از بین رفتن قدرت خلفای عباسی در فرمان او بود.بعد از آنکه سلطانمحمود درگذشت سلطنت ایران تقریبا به دو قسمت تقسیم شد:سلجوقیانشرق به دست سنجر برادر سلطان محمد و سلجوقیان غرب به دست محمود.سلطان سنجر در دوران سلطنت خود کشمکش های فراوانی را پشت سرگذاشت.اما قسمتی ازکشور یعنی خراسان به پایتختی مرو را کاملا دراختیار خود داشت. عاقبت سنجر در سن 72 سالگی و بعد از تقریبا در سال552 هجری زندگی را بدرود گفت. سنجر برای خود جانشینی نداشت و خواهر زاده اش رکن الدین محمود به جای او بر تخت نشست اما در سال 557هجری به دست یکی از سرداران سلجوقیان شرق با مرگ سنجر از بین رفت.بنیانگذاری مدارس نظامیه در بغداد / بلخ / نیشابور/ اصفهان و ایجادکتابخانه ها و خانقاه ها و مدارس گوناگون از کوشش های فرهنگی این دورهاست. نویسندگان و مشاهیری مانند:امام فخر رازی /امام محمد غزالی /ابوالفرج بن جوزی /شیخ شهاب الدین سهروردی / امام الحرمین جوینی وامثال آنان نیز در این روزگار می زیستند.زبان فارسی در این دوره رواج کامل یافت و بیشترین پادشاهان سلجوقیدر گسترش فرهنگ و تمدن ایرانی و پارسی و تشویق و ترغیب شعرا و نویسندگان فارسی زبان کوشش فراوان کردند. پادشاهان سلجوقی برخیخود شعر می سرودند. چنانکه ملکشاه سلجوقی هم اشعار فارسی حفظ داشت و هم خود به فارسی شعر می گفت و همچنین طغرل سوم آخرین پادشاه این سلسله شاعر پارسی گوی بوده است. گروهی از شاعران این دوره همچون امیرالشعرامعزی / انوری و خاقانی / نظامی در شمار  استادان و پیشکسوتان بزرگ شعر و ادب فارسی قرار گرفتند. و سخن سرایان و نویسندگان دیگری که در این دوره از پشتیبانی شاهان ووزیران سلجوقی برخوردار بودند عبارتنداز:ابوالفضل بیهقی /خواجه عبدالله انصاری / اسدی طوسی / حکیم ناصر خسرو/ عمر خیام / سنایی / جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی و دیگران. شعر فارسی در این روزگار پیشرفت هاییکرد و سبک ویژه ای به نام سبک عراقی در آن پدید آمد.  همچنین در دوران سلجوقی آثاری چون کتاب " الابنیه حقایق الادویه "  در داروشناسی و مفردات دارو " زادالمسافرین " ناصرخسرو و در حکمت نظری و"کیمیای سعادت" غزالی در حکمت عملی به فارسی نوشته شدند ولیکسانی چون زمخشری و شهرستانی نیز در این دوره کتب فراوانی به زبان عربی که در واقع زبان دینی به شمار می رفت تالیف کردند.نوآوری های معماران ایراین در این دوره از هند تا آسیای صغیر نتایج و پیآمدهای وسیعی در بر داشت و هنر مندان در گستره ی وسیعی از هنرهاشامل نساجی و سفالگری /عاجکاری / فلز کاری با ویژگی های منطقه ایآثار ماندگاری خلق کردند.  



تاريخ : جمعه ۱۳٩۱/۸/٢٦ | ٩:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : محمدمختومی | نظرات ()
  • مای بی اف | زرین باکس