ذکرخنجر                                    ذکر خنجر

  تمامی ملل جهان دارای زبان , فرهنگ , آداب و رسم ویژه ای

  هستن که از محیط و شرایط زیستی , اعتقادات , بینش و طرز

  تفکر نیاکان و پیشینینان آنها نشات گرفته است. هر رسم و

  آیینی فلسفه و تاریخ بخصوصی  دارد و کل رسوم و سنن

  یک ملت بیان کننده ی شیوه ی زندگی و جهان بینی آن اقوام

  در ادوار گذشته است.

  از این رو یکی از شیوه های باستان شناسی و مردم

  شناسی , در صورت نبودن تاریخ مدون و مکتوب , بررسی

  عادات , رسوم , سنتها و فرهنگ و فولکور آنهاست. آنچه

  همیشه و در همه حال مراجعه به گذشته و تاریخ مردم

  ترکمن صحرا را دشوار می کند. نبود تاریخ مکتوب این ستم

  کشیده است.

  که باعث در ابهام ماندن بسیاری از مسایل چون شرایط و

  زندگی , فرهنگ و آداب و دلایل شکل گیری از این آیین ها

  می شود. مسئله ی تاسف آورتر , دسترسی نداشتن به منابع

  و ترجمه ی اندک کتابهایی است که حاصل تحقیقات و

  تلاشهای پیگیر و خستگی ناپذیر تعدادی از شرق شناسان و

  محققان اروپایی است. از این رو در رجعت به گذشته ی این

  قوم همواره باید به روایات و نقل قول هایی اشاره کرد که صد

  البته در طول حیات خود دستخوش تغییر و تحول شده و

  نمی تواند بازگو کننده ی واقعیات آن دوران باشد.

  ذکر خنجر یا رقص خنجر نیز نمی تواند از این قاعده مستثنا

  باشد.

  ذکر خنجر یا به زبان ترکمنی "زیکئر" (ZYKIR) , یکی از نمایش

  های اصلی و سنتی و هنری قوم ترکمن است که ریشه در

  گذشته ای بسیار دارد, به عمق چندین قرن و به وسعت

  تمامی ترکمن صحرا دارد. این هنر چون صدها عادت و آیین دیگر

  بر آمده از اعتقادات و باورهای مردمی است. در مورد پیشینه

  رقص خنجر باید گفت که قدمت آن به زمان های بسیار دور ,

  حتی بیشتر از اسلام و به دوران شامانها یاسمنیزم می رسد.

  در آن ایام این رقص در روزها و مراسم خاص مذهبی و با حضور

  همه ی مردم , با پوشیدن لباسهای مخصوص در تقابل خدایان

  انجام می شد ویکی از شیوه های عبادت و نیایش به شمار

  می رفت. یکی دیگر از موارد اجرای رقص خنجر , زمان نزدیک

  شدن جنگ و بسیج و آماده کردن مردم برای شرکت در نبرد

  بوده است. صاحب نظران و کارشناسان در مورد اجرای این

  مراسم قبل از آغاز جنگ همراه و همرای هستند و جملگی

  اعتقاد دارند که ترکمنان در لحظات آغازین نبرد , به قصد مهیا

  کردن و تشویق و ترغیب مردم, این آیین را در برابر مردم و در

  میدانگاه رزم به جای می آورند. بعضی ها عقیده دارند که این

  رقص احتمالا بطور وسیع و درگروهی عظیم اجرا می شده و

  جنگجویان با ایجاد اصوات مخصوص این رقص , ضمن همراهی و

  تهیج دیگران خود نیز دچار هیجان و شور بسیار می شدند  

  واین امرخوف و هراس زیادی را در دل دشمن می افکند.

  نمایش بدین گونه آغاز می شد که" آق ساق قالها " یا ریش

  سفیدان که به طور گروهی مردم را رهبری می کردند, به

  محض اطلاع از حمله ی دشمن , جوانان و جنگجویان را به

  رزمگاه فرا می خواندند. پس از گرد آمدن آنان با تمام تجهیزات و

  ادوات جنگی در میدان, تعدادی از آنها را گرد هم می آوردند و با

  همان لباس رزم, در حالی که خنجر و شمشیر به کمر بسته

  بودند, رقص خنجر را در حلقه ی جنگجویان دیگر که گرداگرد آنها

  را فرا گرفته بودند به نمایش می گذاشتند. اشعار و غزلهای

  حماسی و شورانگیز که بر زبان غزل خوان و رهبر گروه و با

  لحنی گرم وگیرا و صدایی رسا جاری می شد فریاد و غریو

  جنگاوران دیگر, فضایی که مراسم در آن برگزار می گردید,

  حرکات و سکنات غرور آمیز و مردانه ی گروه, اطاعت هماهنگ

  و یکدل از رهبر و سر دسته همگی دست به دست هم داده,

  مردان و جوانان پای در رکاب رابیش از پیش بر می انگیخت.

  بطوریکه خود را برای رویارویی با هر گونه سختی و مشقت

  احتمالی در رزم و حتی کشته شدن مهیا می دیدند. بدین

  گونه بود که انجام یک رقص گونه, نقشی بزرگ در آماده کردن و

  برانگیختن مردم برای دفاع از سرزمین و ملت خود در برابر

  متجاوزان و غارتگران ایفاء می کرد. در پایان جنگ نیز چنانچه بر

  دشمن چیره می شدند به شکرانه ی چیرگی بر دشمن که

  نتیجه ی اتحاد, یکدلی شجاعت و نبرد دلیرانه ی جنگاوران بود

  بار دیگر در بلند ترین نقطه ی میدان رزم و بالای سر اجساد و

  پیکرهای بی جان دشمنان شکست خورده مراسم رقص خنجر

  را اجرا می کردند. مشاهده ی این مراسم از دور به منزله ی

  پایان جنگ و پیروزی قطعی ترکمنان تلقی می شد.

  برخی معتقدند که منشاء این رقص و نمایش , "پرخانی"

  (PORKHANI) یا پری خوانی است. پرخانها ساحران و جادو  

  گران بودند که پیش از اسلام در میان ترکمنان احترام بسیار

  زیادی داشتند."پرخان" علاوه بر ساحری کمابیش به طبابت

  آشنا بود وبا استفاده از طب قدیمی و سنتی و خواندن اوراد و

  اشعار به مداوای بیماران خاصه بیماران روانی می پرداخت.

  بدین ترتیب که بیمار را در محلی می نشاندند و پرخان و

  همدستانش گرد وی می چرخیدند و شعرهایی می خواندند

  واز حنجره اصواتی غریب  بر می آوردند.

  علاوه بر این کار ,پرخان برای تاثیرات روحی بیشتر در شخص

  بیمار از موسیقی بهره می جست. از این رو چند نفر نوازنده ی

  "تامدائرا"(TAMDRA) یا دوتار نیز در طی مراسم به نواختن 

  می پرداختند. تمامی تلاش پرخان بر این بو که روح شخص

  بیمار را از بند شیاطین و اجنه برهاند. زیرا می پنداشتند که

  اجنه و پریان در روح و روان بیماران نفوذ کرده و او را از حالت

  عادی خارج ساخته اند. پیدایش و گسترش دین مبین اسلام

  موجب تغییر و تحولات بسیاری در زمینه های اجتماعی مناطق

  زیر نفوذ گردید. یکی از مهمترین مناطق زیر نفوذ اسلام آسیای

  میانه و ترکستان بود. وجود مدارس و مکتبها, مساجد بزرگ

  وبی شمار و حوزه های علمیه و استادان و مدرسان تراز اول در

  شهرهای مختلف ترکستان ازجمله بخارا که آن را قبه ی اسلام

  می نامیدند. دلیل بر این مدعاست. 

  ترکمنان به عنوان یکی از اقوام ساکنان این مناطق باپذیرش

  دین مبین اسلام بدون جنگ و درگیری به طرد و دگرگونی

  بسیاری از باور ها و اعتقادات گذشته ی خود پرداختند.

  در میان نمایش رقص خنجر گر چه تا حدودی موقعیت خود را

  حفظ کرد ولی دگرگون و تحولی بنیادین بخصوص در اشعار و

  غزل های آن به وجود آمد. زیرا تکرار اشعار دوره ی شمس

  پرستی در این مراسم با اعتقادات و باورهای اسلامی سازگار

  نبود. در نتیجه اشعار عرفانی و مذهبی که عارفان و علما و

  شاعران مسلمانی چون صفوی الله یار و مشرب و نوایی و

  دیگران در مدح و توصیف پروردگار یکتا سروده بودند, جایگزین

  اشعار پیشین گردید.

  از آن پس مراسم با نام ذکر خنجر یا ذکر که مقصود همانا ذکر

  الله است. اجرا می شد و هدف از آن ستایش ایزد منان بود.

  بعد از اسلام رفته رفته بر تعداد مناسبت ها و محل های انجام

  این نمایش افزوده شد. و علاوه بر موارد فوق , در جشن ها و

  اعیاد نیز به اجرا در می آید. یکی از مراسمی که به ذکرخنجر

  نسبت می دهند."مولودی خوانی"است در این مراسم که در

  ماه مبارک رمضان ربع الاول وبه مناسبت ولادت با سعادت 

  رسول اکرم(ص) برگزار می شود.

  گروهی از طلاب و روحانیون شرکت می کنند و دسته جمعی و

  هماهنگ و به آهنگی موزون و گیرا به ذکر خدا و پیامبر گرامی

  (ص)می پردازند. مولودی خوانی هنوز هم در شب های ماه

مبارک رمضان اجرا می شود. مراجعه به کتاب های تاریخی و

تحقیقی انگشت شماری که در دسترس است. اطلاعاتی هر

 چند مختصر درباره ی این آیین هنری / مذهبی _ تاریخی

  در اختیار ما می گذارد. از آن جمله آرمینیوس وامبری خاور

 شناس مشهور مجارستانی که در سال 1862 میلادی یعنی

حدود 152 سال قبل با لباس مبدل و در هیئت یک درویش برای

تحقیق در لهجه ها و روابط اجتماعی سیاسی عادات ورسوم

اقوام ساکن آسیای میانه به ترکستان سفر کرده بود در کتاب

  مشهور خود به نام سیاحت درویشی دروغین در خانات آسیای

میانه آورده است: در بخارا ناگهان دراویش نقشبندی را دیدم که

دسته ی هفتگی خود را تشکیل داده و رژه می رفتند. منظره ی

این مجذوبان که با کلاههای نوک تیز و عصاهای بلند و موهای

  پریشان مانند اشخاص جن زده حلقه ای ساخته شروع به

  رقص کردند. همیشه در خاطرم خواهد ماند. آنان در حالی که

  مشغول رقص بودند دسته جمعی به صدای بلند سرود

  می خواندند و همیشه بیت اول را رئیس ریش خاکستری آنها

  شروع می کرد و دیگران ادامه می دادند.

  " ژان گوره " نویسنده ی نامدار فرانسوی نیز ضمن اشاره به

  این موضوع درکتاب های خواجه ی تاجدار تحلیلی مشابه آنچه

  وامبری در سفرنامه اش نگاشته , به دست می دهد.

  اراز محمد سارلی در کتاب خود به نام ترکستان در تاریخ در این

  باره می نویسد در ترکستان نوعی رقص سنتی به نام رقص

  خنجر می شود که شباهتی به اعمال صوفیان دارد. ازتوصیفات

  وامبری چنین بر می آید که اجرای این گونه اعمال از سوی

  روحانیون فرقه ی نقشبندی بعید است. زیرا این فرقه برنامه ی

  ذکر یا توجه را هفته ای دو بار اجرا می کنند و طی آن به باد

  کردن علما و صوفیان طریقت و ارتباط و استفشا از طریق آنها

  می پردازند. مراسم ذکرخنجر که امروزه برگزار می شود نیز بر

  این پایه اساس استوار است.در حال حاضر گروه ذکر گنبدکاوس

  به سرپرستی آقای حمید پورمحمدی رئیس هیئت ورزش های

  بومی و محلی این شهرستان فعالترین گروه اجرا کننده ی

  ذکر خنجر در تمام ترکمن صحرا و ایران است. وی معتقد است:

  ذکر یک نمایش هنری است و در محیط باز و بسته قابل

  اجراست و تعداد شرکت کنندگان در آن متفاوتند ولی این تعداد

  همیشه فرد است . زیرا اجرا کنندگان دو به دو روبروی هم قرار

 می گیرند و رهبر گروه در کنار آنها می ایستد. این مراسم

  با لباس مخصوص  سنتی ترکمنان یعنی" بوخور ته لپه ک " 

  (boyor telepek)و( قرمیز دون ) (ghermiz don) انجام

  می شود. زمان لازم برای اجرای این برنامه حدود 20 دقیقه 

  است. اجرا کنندگان در ردیف و به فاصله ی تقریبی دومتر

  روبروی هم می ایستند.و رهبر گروه نیز طوری در کنار دو صف

  قرار می گیرد که شرکت کنندگان بتوانند صدای او را بخوبی

  بشنوند و حرکات او را ببینند. آنگاه ذکر یا غزلی که رهبر گروه با

  صدای بلند می خواند آغاز می شود پس از خواندن چند بیت

  گروه همزمان با حرکات مخصوص از حنجزه ی خود صدای

  خاصی خارج می سازند. حرکت هایی را که در این مرحله اجرا

  می شود. " دورما قازال"( dorma ghazal) یعنی ریتم و حرکات

  ایستاده می نامند. پس از تکرار چندباره ی این حرکت گروه به

  دور یک دایره ی فرضی چرخیده و در همان حال حرکت های

  بعدی را انجام می دهند که به آنها(یه که ده فیم)

  (yekede pyem)یا حرکت در حالت یک گام به دور دایره و

  (اوچ ده فیم)(uchde paym) حرکت در حالت سه گام در محیط

  دایره ی فرضی می گویند. پس از مدتی, نمایش به اوج خود

  می رسد و رهبر گروه نیز به جمع می پیوندند و با آنهاهماهنگ

  و هم آوا می شود. سرانجام گروه با هماهنگی غزل خوان, در

  محیط دایره روی زانوی پای راست نشسته و دست به خنجر

  می برند و در یک زمان همگی خنجرها را از نیام بیرون کشیده

  قیام می کنند و در همان حال خود را به مرکز دایره رسانیده و

  تنگاتنگ هم خنجرها را رو به آسمان می گیرند. مهمترین و

  بارزتزین نکته در انجام این مراسم, هماهنگی و همبستگی

  گروه و اطاعت از رهبر است. و به عقیده ی برخی از

  کارشناسان یکی از انگیزه های اجرای این مراسم در دوران

  کهن و در میدان های جنگ همین بوده است. وبستن خنجر به

  کمر در طول اجرای برنامه و به کف گرفتن و بلند کردن آن در

  پایان نمایش رایادگاری از دوران اجرای آن در جنگها می دانند.

  عده ای نیز حرکت های پایانی را نماد پیروزی و چیرگی بر

  خواهش های نفسانی و تمایلات درونی می دانند. بی تردید

  هر یک از حرکات و سکنات شیوه ی اجرای این نمایش بار و

  معنایی خاص داشته و هر کدام از آنها گویای واقعیت و حادثه

  ای مربوط به دوران گذشته است.

                  شعر ذکر خنجر

  ایا دوسلار برادر لار !

  الیمده ن شونقاریم اوچدی

  توتای دیسم قولوم یتمز

  ایکی باغیم اوزولوب قاچدی

      آمین  خدا ,  آمین

  هو   ها    ها     (درحال حلقه زدن و ایستادن)

  ای کریم   بو  یاکریم قادر خدا سندن مدد

  بار چالارنینگ آتاسی آدم و حوا سندن مدد

  فخر عالم حق حبیبی مصطفی سندن مدد

  هو     ها      هو

  ای آلای    آلای     ای    آلای   آلای

  ای گوزوم سنی ای سوزله  ای گوزله یار

  ای دیلیم سنی ای سوزله یار

  ای گونگلوم سنی ای ایسته یار

      دیوانه  دیر   دیوانه

  ایسته یار                 آی  آلای   آلای

  ایسته یار                 هو     ها      هو

            برگردان (ترجمه):

  ای دوستان ,  برادران

  ای دوستان ,  برادران

  شاهینم از دست گریخت

  نمی توانم به او دست رسانم

  دو دستم انگار بریده است

  آمین ای خدا ,  آمین

  هو    ها    هو !

  ای خدا ! ای کریم کار ساز ! از تو مدد

  ای نیام تمام انسان ها _ آدم و حوا _ از تو مدد

  ای پیامبران تمام هستی ! از شما مدد

  ای فخرگیتی , حبیب خدا , ای مضطفی ! از تو مدد

  هو    ها     هو  !

  ای خدا , ای خدا , ای خدا , ای خدا  !

  چشمانم تو را می نگرند

  بر زبانم نام تو جاریست

  و دلم تو را می خواهد

  دیوانه است , دیوانه .

  تو را می خواهد ! ای خدا !

  هو    ها     هو

                                          با تشکر از:

                                           منصور آق

        سایت خبری اجتماعی فرهنگی ترکمن های ایران  

   



تاريخ : پنجشنبه ۱۳٩۱/٩/٢ | ۳:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : محمدمختومی | نظرات ()
  • مای بی اف | زرین باکس