دل نوشته های من

دل نوشته های من

 

قرار دیدار...

خون گریه کرده ام

در شبی که آبی آسمان

سیاه گشته بود و سرد

و ستاره ها

بی پرواز

قصه می نوشته اند

در دستان باد آشوبگر

با چشمان ابری و خیس

بر من جز رنج، نباریده است

زیر درخت بی شکوفه

سکوت ممتد و طولانی

زوزه ی شکستن شاخه های خشک

غرش رعد و خشم باد

و این نفس

آه...

که خود را به دیوانگی شب سپرده ام

در شبی که قرار دیدار

خط خورده است

و انتظار

هیچگاه سرک نکشید

پشت شانه های من

که می لرزید و من

خون گریه می کردم...

<><><><><><><>

با احترام: محمدمختومی

برچسب ها: دل نوشته، دل نوشته های من   

/ 9 نظر / 22 بازدید
مدادشکسته .

سلام حناب مختومی . بازهم دلتنگ شدید . دلتنگ شبهای انتظار آمیخته به شوقی شیرین .انتظار در سکوتی سنگین .کلمه به کلمه اش را دوست داشتم . قلب رئوف و احساس نابتان مانا باد.

حاج پالیز

سلام محمد آقا. مثل همیشه دلنوشته هایتان پر احساس و زیباست. امیدوارم که حالتان نیز رو به بهبود باشد و هر چه زودتر سالم و تندرست و به دور از هر گونه غم و غصه باشید. ساغ بولینگ.

tootfarangi-88

سلام جناب مختومی باز یه دلنوشته ی پراز احساس رنج ودلتنگی ولی بسیار زیباوباز هم زیبا.... امیدوارم سهم بسیاری از شادیهاوخوشیهای زندگی نصیبت بشه .

Ejeh gol

سالام آرما ا... قوات بتر بتر قاووی و یورگینگیزه ساغلیق

مکتب خانه محمد رسول الله

مکتب خانه عرفانی محمد رسول الله ان شاءالله به علوم قرآنی عرفانی محمد رسول الله تغییر میکند که با تغییرآن به علوم قرآنی مزایای زیادی داردلطفابرای اطلاعات کافی به سایت مکتب خانه مراجعه نمائید در ضمن میتوانید در طرح اخبار و ... سایت، به مسئولین سایت تا با نام خودتان منتشر شود.ازاخبار مذهبی گرفته تا سخنرانی های صوتی اساتید و... که هم اکنون در حال جمع آوری است.

زلیخا

سلام اقای مختومی مثل همیشه عالی بود [گل]

زلیخا

سلام اقای مختومی مثل همیشه عالی بود [گل]