دل نو شته های هادی خرمالی (داستانک)

دل نوشته های هادی خرمالی

داستانک.

مادر عزیز هم دنیا رو برای ما گذاشت و رفت. 

حالا ببینیم ما با این دنیا چه کنیم.

بالاخره با بهشت تماس گرفتم.

خیلی ها پشت خط بودند.

به حال آنها حسرت خوردم...!!! 

..................................................................

وقتی مشت محکمی به صورت پدرش زد.

پدر به یاد دوران کودکی او افتاد...

که در سالن انتظار پزشک به سلامتی اش دعا می کرد...!!!

.................................................................................

شیشه ی مشروب را جلو شوهرش گذاشت، می دانست بعد از چند لحظه ای... به هر بهانه ای کتک در انتظارش است.!

اما بخاطر بچه هاش می سوخت و می ساخت.!

................................................................................

داد زد... یاجای من توی این خونه است یا مادرت...!

وقتی بفچه اش را پسر دست مادر داد.!

مادر با لبخند گفت: مواظب خودت باش پسرم...!!!

................................................................................

برچسب ها: دل نوشته، دل نوشته های هادی خرمالی ( داستانک )

/ 4 نظر / 29 بازدید
مدادشکسته .

سلام . داستانک های آقای خرمالی را دوست دارم واقعا زیبا و تاثیر گذار هستند . ممنون از انتخاب شایسته تان .

هه‌ورامان هانه‌به‌رچه‌م

سلام؛جناب مختومی بابت اظهارلطف شمانسبت به صعودکوهنوردان ازشمابسیارسپاسگزاریم؛؛ازشنیدن خبرکسالت شما و همسرتان؛متأسف شدیم؛امیدواریم درپناه الله سلامتی قرین احوالتان گردد.

زليخا

سلام آقاي مختومي ،حالتون چطوره؟ پست پرمحتوايي بود . خداوند همچين فرزنداني رو قسمت هيچ پدرومادري نكند .نداشتنش بهتر از داشتنش است . موفق باشي

مکتب خانه محمد رسول الله

مراسم افتتاحیه علوم قرآنی عرفانی محمد رسول الله و همچنین مراسم بزرگداشت رکن الدین،ناجی ترکمن صحرا،زین الزمان عالم ربانی الحاج یارمحمد جان آخوند نظری.لطفا تشریف بیارید خوشحال میشیم.برای اطلاعات بیشتر و آدرس لظفا به وبلاگ ما مراجعه نمائید با تشکر مدیریت علوم قرآنی(مکتب خانه)عرفانی محمد رسول الله